تبلیغات
نور نماز - لذّت مناجات در بیان استاد شهید مطهری

اسلایدر

تاریخ : یکشنبه 4 مرداد 1394 | 11:32 ق.ظ | نویسنده : مهدی نوده
 ما یك سلسله لذّتهاى معنوى داریم كه معنویّت ما را بالا مى برد. براى كسى كه اهل تهجّد و نماز شب است جزو صادقین و صابرین و مستغفرین بالاسحار باشد، نماز شب لذّت و بهجت دارد، آن لذّتى كه یك نفر نماز شب خوانِ حقیقى و واقعى از نماز شب خودش مى برد، از آن (استغفراللّه ربّى و اتوب و الیه )ها مى برد، از آن (العفو گفتنها) و یادكردن و دعا كردنهاى حدّاقل چهار مؤمن مى برد، و آن لذّتى كه از آن (یا ربّ یا ربّ) گفتنها مى برد، هیچ وقت یك آدم عیّاش كه در كاباره ها مى گردد، احساس ‍ نمى كند....

لذّت آن نماز شب خوان خیلى عمیق تر، نیرومندتر و نشاطبخش تر است . ولى اگر ما خودمان را غرق در لذّت مادّى دنیا كنیم مثلاً سر شب بنشینیم دور هم و شروع كنیم به گفتن و خندیدن و فرضاً غیبت هم نكنیم كه حرام است ، صرفاً شوخیهاى مباح هم بكنیم و بعد هم سفره را پهن كنیم و آنقدر بخوریم كه نفس كشیدن برایمان دشوار شود، بعد مثل یك مرده در رختخواب بیفتیم . آیا در این صورت توفیق پیدا مى كنیم كه سحر از دو ساعت مانده به طلوع صبح بلند شویم و بعد، از عمق روح خودمان (یا ربّ یا ربّ) بگوییم ؟
 اساساً بیدار نمى شویم و اگر هم شویم مثل مستى كه چند جام شراب خورده است ، تلو تلو مى خوریم .

پس اگر انسان بخواهد لذّتهاى معنوى و الهى را در این دنیا درك كند، چاره اى ندارد جز این كه از لذّتهاى مادّى كسر كند. به خدا قسم لذّتى كه یك مرد با ایمان در آن وقت شب كه بلند مى شود و....

چشمش مى افتد به آسمان پرستاره و آیات آخر سوره آل عمران را كه صداى هستى است و از قلب وجود برخاسته است ، مى خواند و با هستى همصدا مى شود، احساس ‍ مى كند برابر است با یك عمر لذّت مادّى در این دنیا.

یك چنین آدمى ، نمى تواند مثل ما زندگى كند نمى تواند سر سفره شام بنشیند در حالى كه ظهر غذاهاى سنگین ، انواع گوشتها، روغنهاى حیوانى و نباتى ، انواع شیرینى ها و انواع محرّك اشتهاها را خورده است ؛ تازه مقدارى سوپ بخورد تا اشتهایش تحریك شود این روح خود به خود مى میرد، این آدم نمى تواند در نیمه هاى شب بلند شود و اگر هم بلند شود نمى تواند لذّت ببرد.

لهذا كسانى كه چنین توفیقاتى داشته اند و ما چنین اشخاصى را دیده ایم به لذّتهاى مادّیى كه ما دل بسته ایم هیچ اعتنا ندارند. چه مانعى دارد كه من ذكر خیرى از پدر بزرگوار خودم بكنم . از وقتى كه یادم مى آید مى دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمى گذاشت و نمى گذارد كه وقت خوابش از سه ساعت از شب گذشته تأ خیر بیفتد شام را سر شب مى خورد و سه ساعت از شب گذشته مى خوابد و حداقل دو ساعت به طلوع صبح مانده بیدار مى شود.

و حداقل قرآنى كه تلاوت مى كند یك جزء است ، و با چه فراغت و آرامشى نماز شب مى خواند حالا تقریباً صد سال از عمرش مى گذرد هیچ وقت نمى بینم كه یك خواب ناآرام داشته باشد... اینها دل را زنده مى كند، آدمى كه مى خواهد از چنین لذّتى بهره مند شود ناچار، از لذّتهاى مادّى تخفیف مى دهد تا به آن لذّت عمیقتر الهى برسد. (1)

آرى ، چنان پدر چنین فرزندى را به اجتماع تحویل مى دهد.

گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض               ورنه هر سنگ و گِلى لؤ لؤ و مرجان نشود



منبع: کتاب داستانهاى شیرین از نماز شب، مؤ لف : سید عبدالله حسینى

پی نوشت:
1) احیاء تفكر اسلامى : 93 - 95، شایان ذكر است كه استاد شهید این مطالب را در زمان حیات پدرشان فرموده اند، و ایشان چند سال پیش از شهادت استاد در گذشتند.



طبقه بندی: دیدگاه اندیشمندان در رابطه با نماز،

  • فروشگاه اینترنتی
  • بیا 2 اینجا
  • کارت شارژ همراه اول