تبلیغات
نور نماز - شناخت و درك حقایق قرآن

اسلایدر

تاریخ : پنجشنبه 5 آبان 1390 | 04:39 ب.ظ | نویسنده : مهدی نوده
قسمت اول

قرآن كلام خدا و تجلی اسم جامع و اعظم الهی كه همة بشریت و اندیشه‌های حقیقت جو را به تدبر در آن فرا می‌خواند، آن جا كه می‌فرماید: «كتابٌ انزلناهُ الیك مبارك لیدّبّروا آیاتهِ و لیتذكَّرَا اُولوا الاَلباب»؛[1] این كتابی است پر بركت كه بر تو نازل كرده‌ایم تا در آیات آن تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند.
قرآن معجزة جاودان الهی است كه راه و رسم زندگی توحیدی و سعادت آفرین را به انسان می‌آموزد. «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید دعوت خدا و پیامبر را اجابت كنید، هنگامی‌ كه شما را به سوی چیزی می‌خواند كه شما را حیات می‌بخشد».[2]
قرآن به عنوان كتاب هدایت و راهنمای برای انسان همة صحنه‌های زندگی مادی و معنوی او را در بر می‌گیرد.
شمای قلمروی زندگی ظاهری و باطنی، فردی و اجتماعی،‌اخلاقی و حقوقی، دنیایی و آخرتی وغیر آن را از آغاز آفرینش و مبدأ شناسی تا مسیر و برنامه زندگی و سرمنزل نهایی، همه مورد توجه تشریع و تبیین الهی است.
فضای بی‌كران حقایق قرآن در راستای رسیدن انسان به كمال از جنین تا جنان و از ملك تا ملكوت و از ذره تا كهكشان را فرا می‌گیرد. در یك جمله قرآن همه لوازم هدایت و تربیت انسان را در خود نهفته[3] دارد، لذا می‌فرماید:
«و نزلنا علیك الكتاب تبیاناً لكل شیءٍ»؛ و ما این كتاب را بر تو نازل كردیم كه بیان گر همه چیز است.[4]
یكی از ویژگی ممتاز و منحصر به فرد حقایق قرآنی، عمق و ژرفای شگفت آور آن است. قرآن، مانند یك چشمه جوشان است كه همیشه بر بشریت جاری است. تاریخ نیز نشان داده است كه راز جاودانگی و ماندگاری قرآن در طول زمان، تازگی و طراوت همیشگی آن برای افكار و اندیشه‌های بشر همین عمق و ژرفای حقایق آن است كه هم چون دریای بی‌كران غواصان فكر و فهم را جذب خود نموده و هیچ گاه به نقطه پایان نمی‌رسد.
در حدیثی نقل شده كه از امام رضا ـ علیه السّلام ـ پرسیدند: «ما بال القرآن لا یزید النشر و الدرسة الّا غضاضة؟»؛ چرا قرآن هر چه بیشتر نشر وتوسعه می‌یابد بر طراوت و تازگی آن افزوده می‌شود؟ حضرت فرمودند: «لانّه لَم ینزّل لزمانٍ دون زمانٍ و لا دون ناسٍ...»؛ خداوند متعال قرآن را برای یك زمان معین و برای قوم و مردم خاص قرار نداده است. پس قرآن در هر زمانی جدید است و برای هر قومی طراوت و تازگی دارد تا روز قیامت.[5]
علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: خدای متعال قرآن را به صورت نوری كه چراغ‌هایش هرگز خاموش نمی‌شود و مانند خورشید فروزنده‌ای كه هیچ گاه از فروزش نمی‌افتد و مثل دریایی كه به قعر آن رسیدن برای هیچ كس میسر نیست بر پیامبر نازل فرمود.[6]
و فرمود: «و نوراً لیس معه ظلمة؛ قرآن نوری است كه با وجود آن تاریكی دوام نمی‌یابد».[7] زیرا این كتاب آسمانی نور افكن‌هایی دارد كه از آن نور می‌گیرند و پیوسته راه هدایت و سعادت را روشن می‌كند.
راه‌ها و شرایط شناخت قرآن
برای درك و فهم حقایق قرآنی،‌(هر چند فهم تمام ژرفای آن اختصاص به راسخان علم یعنی اهلبیت عصمت و طهارت ـ علیهم السّلام ـ دارد)[8] شرایطی لازم است كه برخی از آنها اشاره می‌شود:
1. تدبر و تفكر: قرآن تجلی خداست و مخاطب آن فطرت زوال ناپذیر آدمی در هر عصر و نسل و نژاد، بدین جهت پیام قرآن در بردارندة ژرف فرازمانی، و فرامكانی و جهان شمول است. به همین جهت همة محققان ژرف اندیش كه در محضر حقایق قرآن زانو بزنند و با جرأت و شهامت سؤالاتشان را مطرح كنند، می‌توانند در خور خود پاسخ دریافت كنند (منتهی با رعایت شرط بعدی) و نباید به بهانه‌های چون تفسیر به رأی ممنوع است (كه ممنوع است) از تفسیر قرآن و فهم و ارائه حقایق آسمانی آن خودداری نمایند.
امام خمینی (ره) در این زمینه می‌گوید: «یكی از حجب كه مانع استفاده از این صحیفه نورانیه است؛ اعتقاد به آن است كه جز آن كه مفسرین نوشته یا فهمیده‌اند كسی را حق استعاذه از قرآن نیست و تفكر و تدبر در آیات شریفه را به تفسیر به رأی ـ كه ممنوع است ـ اشتباه نموده‌اند و به واسطه این رأی فاسد و عقیدة باطله، قرآن را از جمیع فنون استفاده عاری نموده و آن را به كلی مهجور نموده‌اند.[9]
2. لزوم كسب صلاحیت در فهم و تفسیر قرآن (بصیر بودن)
شرط دیگر، آگاهی به فنون و قواعد تفسیری است زیرا خورشید تابان را هم تنها چشم بینا می‌تواند ببیند، به علاوه معارف قرآن دارای سطوح و مراتب مختلفی است بخشی از معارف هزار لایه آن، آن قدر بلند و عمیق است كه جز راسخان در علم توانایی درك و فهم آن را ندارند. در مقابل بخشی را همگان می‌فهمند و نیازی به تبیین ندارد. امّا بخش عمده‌ای از آن در سطح بالاتر از فهم انسان‌های معمولی است و نیازمند به تفسیر و تبیین است و همین احساس نیاز سبب تدوین تفاسیر متعددی در طول تاریخ گردیده است، نیاز به تفسیر ناشی از ضعف مؤلف یا ابهام در تدوین و معماگویی نیست، بلكه ضعف و كمبود دانش بشری، معانی بسیاری زیاد الفاظ متداول، آمیختگی و پراكندگی مطالب و نیز فاصله طولانی زمانی سبب نیاز به تفسیر است. و تفسیر نیاز دارد كه به فنون آن آگاهی لازم حاصل شده باشد.
استاد جوادی آملی دراین زمینه می‌گوید: « برای فهمیدن و برداشت كردن از قرآن اشراف بر مبنای، اصول‌، ‌قواعد، منابع شیوه‌های تفسیر و نیز علوم مورد نیاز مفسران امر الزامی است، زیرا تفسیر راهی بر كشف معانی‌، مدلولات قرآن و فهم آن است، شرط انتساب سخنی به قرآن ـ كه لفظ و معنا هر دو از آن خداست ـ آن است كه با درنظر گرفتن مبانی و قواعد و با تسلط بر علوم مورد نیاز و با قرار دادن سایر منابع در كنار قرآن كشف شود و نحوة استناد مطالب به متن نشان داده شود. اگر چه قرآن با هدف فهم عامه مردم نازل شده است و كتابی در نهایت فصاحت و بلاغت و شیوایی است، در عین حال مشحون از كنایه، استعاره، تمثیل، تشبیه، اشاره رمز، بدایع و نوآوری‌هاست، به علاوه معارف ویژه‌ای در جهان بینی توحیدی، اسمای حسنای الهی، صفات خدا، قضا و قدر، جبر و تفویض اختیار، تجرد روح، عصمت فرشتگان و... دارد كه بدون تفسیر، فهمیدن آنها میسور نیست.[10]
و استاد مصباح در زمینة فوق می‌گوید: «بدیهی است كه فهم قرآن و تفسیر آن در صلاحیت هر كسی نیست، چنان كه فهم مطالب دقیق علمی در هر رشته و زمینه‌ای در صلاحیت هر كس نیست، فهم معادلات پیچیدة ریاضی یا دقایق سایر علوم‌، تنها در صلاحیت متخصصان آن علوم است و غیر متخصصان نه تنها از اظهار نظر دربارة آنها عاجزند و اظهار نظر آنها فاقد هرگونه ارزش است.
در مورد فهم و تفسیر قرآن نیز اظهار نظر كسانی كه با علوم و معارف دینی آشنا نیستند، فاقد هر گونه ارزش و اعتباری است. هر چند قرآن به لسان بلیغ و آشكار نازل شده است تا مردم بفهمند و بدان عمل كنند، لكن چنان نیست كه عمق معارف آن برای همگان در یك سطح قابل فهم باشد، آن چه ازقرآن برای عموم مردم قابل فهم است، همان سطحی از معناست كه خود قرآن می‌فرماید: ما با بیانی روشن قرآن را نازل كردیم، یعنی قرآن به نحوی نازل شده است كه هر كس با زبان و اصول و قواعد و دستور زبان عربی آشنا باشد و روح بندگی بر او حاكم باشد می‌تواند از قرآن استفاده كند و در حد فكر و معرفت خود از آن بهره‌مند شود. امّا رسیدن به عمق معانی و معارف قرآن نیاز به مقدمات و تعلق و تدبر دارد.»[11]
نمی ازحقایق قرآنی
قرآن كریم در مواردی با رعایت اختصار و پرهیز از هرگونه تطویل در عین بیان مقصود، یك داستان بزرگ را در یك آیه ـ كه هر جمله از آن گویای فراز وسیعی از آن داستان است، جای می‌دهد.
در ماجرای طوفان نوح می‌فرماید: «و قیل یا ارض ابلعی ماءك یا سماء اقلعی و غیض الماء وقضی الامر و استوت علی الجودی و قیل بعداً للقوم الظالمین؛ و گفته شد: ای زمین! آبهایت را فرو بر و ای آسمان خودداری كن، آب فرو نشست و كار پایان یافت و كشتی در دامنه كوه جودی پهلو گرفت (و مشركان نابود شدند) و گفته شد دور باد قوم ستمگر».
به گفته بعضی از پژوهشگران 23 نكته از صنایع ادبی در آن جمع است (استعاره، طباق، مجاز، حذف، اشاره، موازنه، جناس، تسهیم یا ارسال، تقسیم، تمثیل،...)[12]
مثال‌های قرآنی یكی از بهترین شیوه‌های بیان حقایق است، برای ترسیم منظره دقیقی از حق و باطل می‌فرماید: خداوند آبی از آسمان فرو فرستاده و از دره و رودخانه‌ای به اندازه آنها سیلابی جاری شد، سپس سیل (بر روی خود) كفی حمل كرد و از آن چه در (كوره‌ها) برای به دست آوردن زینت آلات با وسایل زندگی آتش بر آن می‌افروزند نیز كف‌هایی مانند آن به وجود می‌آید.
این گونه خداوند حق و باطل را (مثال) می‌زند. ولی كف‌ها به بیرون پرتاب می‌شوند و به زودی از بین می‌روند، امّا آن چه به مردم سود می‌رساند (آب یا فلز خالص) در زمین می‌ماند».[13]
در این مثال پرمعنی ـ آیا با الفاظ و عبارات موزونی ادا شده ـ منظره حق و باطل به بهترین صورتی در آن ترسیم گردیده و حقایق مهمی در آن نهفته است كه به برخی از آنها اشاره می‌شود:
1. برای شناخت حق و باطل باید دنبال نشانه‌ها رفت؛
2. حق همیشه مفید و سودمند است، هم چون آب زلال كه مایه حیات و زندگی است و یا فلزات خالص آیا زینت یا ابزار حیات آدمی است؛
3. حق همیشه متكی بر خویش است، امّا باطل از آبروی حق كمك می‌گیرد و سعی می‌كند خود را در لباس او در آورد.

[1] . ص، 29.
[2] . انفال، 24.
[3] . با نگاهی به مجله مبلغان، ش 36، ص 77 ـ 78.
[4] . نحل، 89.
[5] . سید هاشم بحرانی، تفسیر البرهان، ج 1، ص 28، تهران، مؤسسه مطبوعات اسماعیلیان.
[6] . نهج البلاغه، خ 189.
[7] . همان.
[8] . و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی العلم؛ آل عمران، 7.
[9] . امام خمینی، آداب الصلوة، قم، پیام آزادی، ص 110.
[10] . عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، مركز انتشارات اسراء، ج 1، ص 56.
[11] . محمد تقی مصباح یزدی، قرآن در آینة نهج البلاغه، مؤسسه پژوهشی امام خمینی، چ اول، 1379، ص 70 ـ 71.
[12] . ر.ك: ناصر مكارم شیرازی، پیام قرآن، قم، انتشارات نسل جوان، ج 8، ص 32؛ و ر.ك: مجله مبلغان، همان، ص 86 ـ 87.
[13] . رعد، 17.



طبقه بندی: آشنایی با قرآن،

  • فروشگاه اینترنتی
  • بیا 2 اینجا
  • کارت شارژ همراه اول